العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
139
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
كه سراسر وجود انسان را فرا گيرد و لأنحينه يعنى او را از خود دور ميكنم : و يقرع بالفكر كه از باب كنايه تشبيه كرد و فكر را بدست چون انسان در را با دست ميكوبد و فرض قرع و كوبيدن براى فكر فرضى و خيالى است ( كه البته در باب فصاحت و بلاغت اين امور خيلى بجا و زيبا است ) : و هى مغلقه . يعنى در حاجتها بسته است و كليد آنها بدست عنايت حق است كه اين جمله هم كنايه و استعارهء تمثيلى است كه براى حاجت در ورودى فرض شده است به منظور آگاهى بر اين كه انجام حاجت و خواستهها ( كه از مخلوق انسان انتظار دارد ) محقق نميشود و مگر پس از اذن و اجازهء او : و النائبه يعنى مصيبت كه جمعش نوائب است . فقطعته دونها يعنى چه وقت شده كه من اين شخص را منقطع و بريده و عاجز از رسيدن به حد مشكل نمايم ؟ كه مثلا گفته مىشود قطع بفلان فهو مقطوع به . هنگامى كه از جهت نداشتن و از دست دادن هزينهء سفر و يا از جهت وضع مركب از مسافرت عاجز و ناتوان گردد خلاصهء معناى قطع عجز و ناتوانى مىشود كه بايد لفظ دفع هم در تقدير باشد ( يعنى عاجز كرده باشم او را از دفع اين نائبه و مصيبت ) و ممكن است قطع به معناى تجاوز و عبور و گذشتن باشد كه گفته مىشود قطع النهر يعنى از جوى تجاوز و عبور كرد كه در اينجا معنا چنين مىشود ( چه كسى به من اميدوار شده است كه من از او بگذرم و اعتنائى نكنم و او را نجات ندهم ؟ ) و گفته شده كه معنا اين است كه قطعته عن نفسى يعنى او را پيش از اين مصيبت از خودم ببرم و براى دفع اين مصيبت با او همراهى نكرده باشم . و گفته شده معناى قطع رها كردن و از خود دور نمودن است مثلا ميگويند قطعت الصديق قطيعه از دوستم دورى كردم و قطعته من حقه او را از حقش باز داشتم : لعظيمه يعنى خواستهها و يا حوادث بزرگ . عندى محفوظه يعنى آن آمال و آرزوها را به آنان ندادم چون مصلحت آن بندگان نبود و عوض آنها را براى آنان نگهداشتم يعنى ثوابهاى بزرگ . فلم يرضوا به اين حفظ و عوض دادن راضى نشدند بلكه خيال تقصير و كوتاهى و يا عجز و ناتوانى و با كم لطفى در حق من نمودند و در دستيابى به اين آرزوها عجله كرده و از غير من درخواست نمودند . و امرتهم ان لا يغلقوا الابواب كنايه از اينكه اين فرشتگان كوشش ميكنند در انجام خواستهها و حوائج بندگان خدا و يا در دفع و بر طرف كردن وسوسههاى شيطانى از آنها و موفق نمودن براى دعا و مسألت از خدا بلكه بالاتر به اين معنا كه خود فرشتگان دعا ميكنند و درخواست رحمت و بخشش مينمايند براى آنان و يا حاجات آنان را به خدا عرضه ميدارند گرچه خداوند خود حاجت آنان را ميداند ولى در عين حال دعاى ملائكه يكى از اسباب اجابت است تا تمام اين احتمالات در آيات و روايات وارد شده است . و احتمال هم هست كه واقعا در آسمانها درهائى باشد كه هنگام دعاى مؤمنين بعلامت اعلام اجابت دعا باز بشود و در اين مطلب استبعادى نيست : فلم يثقوا بقولى - يعنى اين بندگان بوعده